


تاریخچه ویولن
تاریخچه ویولن (۱۵۲۰-۱۶۵۰)
اطلاعات نسبتا کمی از ویولن قبل از سال ۱۶۰۰ در دسترس است، ویولن در روستای فیت، میخانه ها، خانه ها، و در مراسم هایی همچون بالی فرانسه، بالماسکه انگلیس، و اینترمدیو ایتالیا در دربار اشرافیان استفاده می شد. توان آن در ایجاد نوای ریتمیک و صوت نافذی که داشت برای موسیقی رقص استفاده می شد. موسیقی بی کلام بر اساس فرم هایی که از حالت های آوازی گرفته شده بود شکل داده می شد و این مختص ویولن نبود، که در همراهی گروه های آوازخوانی نیز استفاده می شد. توان واقعی ویولن تا قرن ۱۷ ،هنگامی که ایتالیایی ها شروع به نوشتن غزل کردند، مورد استفاده قرار نگرفت.
تا قبل از گابریلی و مونتوردی به جز اورنالدو دی لاسو، هیچ آهنگ ساز بزرگی، آهنگی برای ویولون نساخت. دو کاربرد ویولن با هم در تضاد شدیدی بود، از طرفی، در جشن ها و به صورتی غیر رسمی برای رقص استفاده می شد، و از طرفی دیگر، به صورتی جدی از ویولن در مراسمات مذهبی و نیمه مذهبی کلیسا به عنوان سازهایی که روی گردن قرار می گرفت، استفاده می شد. بداهه گویی های نانوشته ی سنتی را می توان با تاریخچه ی جاز مقایسه کرد، نوازندگی ویولن بسیار شبیه ساز ساکسون است. در عرصه رقص، ویولون ها به تدریج، نقش آلت موسیقی ربک (rebec: سازی منحنی شکل مربوط به دوره ی رنسانس و قرون وسطی بود، که کاسه ای باریک و قایقی شکل و ۵ رشته سیم داشت و هنگام نواختن روی بال یا زیر چانه قرار می گرفت) را در دربار کم رنگ کرد.
نوازندگی ویولن به عنوان کاری زنانه یا دارای شان و منزلت بالای نبود، نوازندگان ویولن به نحوی مربوط به خدمتکاران شناخته می شد، و ویولن از منزلت اجتماعی پایینی برخوردار بود. به عنوان سازی سطح پایین به آن نگاه می شد که افراد حرفه ای معمولا می نواختند. در این زمان، در بین سطوح مختلف مردم شایع شد. تشکیل “۲۴ ویولون شاه” در فرانسه، روند افزایش منزلت اجتماعی آن را نشان می دهد.
مردم با تقوا (هنردوستان اشرافی) به قول ژامب دی فر زمانشان را با نواختن ویولا(ویولا دا گامبا) می گذراندند، خانواده ای از سازهای جدا از ویولن بود که به مدت ۱۵۰ سال بعد از ظهور ویولن هنوز ماندگار بودند، تا هنگامی که موسیقی پلی فونیک از آن حالت و عمومیتش خارج شد و ویولا نیز به فراموشی سپرده شد. همه ی ویولا ها موقع نواختن در پایین تنه نوازنده قرار می گرفتند، سایزهای بزرگ بین پاها، و سازهای کوچک تر بین زانو، و البته قوس دارها زیر دست گرفته می شد. ویولون ها آزادانه توسعه می یافتند.

سازهای هیبریدی اندکی پس از ظهور ویولن ، به حضور خود ادامه دادند، گفته می شود که منشا آن ها از آلاتی همچون ربک، فیدل رنسانس، و لیرا دا براکیو بوده است. ربک به قرن ۱۳ بر می گردد و شامل خانواده ای از تربل (دیسکانت)، آلتو تنر alto-tenor و سازهای با صدای بم می شود. گلابی شکل و بدون بخش soundpost ، دسته و جعبه گوشی ها، بخش های داخلی ساز بودند. هیچ گوشه ی آویزان، هیچ فرت(fret) نبود. صدای این آلت موسیقی گفته می شود که از ویلون ها کمتر بوده و صدایی شبیه سازهای بادی آبوا و خش گونه داشته است. قسمت کمان آرشه روی دست نگه داشته می شد. فیدل رنسانس، سال ۱۵۰۰ دارای پنج رشته سیم(یک رشته drone) و فرت بود. شکلی شبیه ویولن به خود گرفت، دارای یک قسمت بالایی و پشتی با نواری اطراف بدنه بود، یک دسته و تخته انگشت جدا داشت و در لیست سازهای با صدای زیر قرار داشت. در نزدیکی اطراف بدنه ی ویولون، لیرا دا براکیو در اندازه های مختلفی طراحی می شد، حالت کاسه ی آن آرشه کشیدن را به نسبت ربک آسانتر می کرد. همانند ویولون، دارای قسمت بالایی و پشتی خمیده، گوشه های روی هم رفته، نوار اطراف، sound post و سوراخ های f یا c بودند. هفت رشته سیم داشتند، که دو تای آن درون(drone) بودند.

با تعاملی سه گانه بین سازندگان، نوازندگان، و آهنگسازان، ویولون های اولیه حدود سال های ۱۵۲۰ در شمال ایتالیا به وجود آمدند. خانواده ی ویولون های ۴-سیمی کاملا در حالت ساختاری ابتدایی خود بوده و تا حدود سال ۱۵۵۰ هنوز استاندارد سازی نشده بودند. بحث سر اینکه چه کسی اولین ویولون را ساخت تقریبا بی نتیجه است، گاسپارو دا سالو همچون چند سازنده ی اهل برسین دیگر می تواند یکی از گزینه ها باشد. اکنون عموما پذیرفته شده است که دا سالو نمی تواند مبدع آن باشد چون تا ۱۵۴۰ هنوز متولد نشده بود. گزینه های بهتر گیوان گیاکوبا دالا کورناو زانتو دی میشلیس دا مونتیچیارو هستند که هر دو در ۱۴۸۰ متولد شدند. البته واضح است که آندره آماتی شکل آن را بهبود بخشید. سازهای مشابهی در فرانسه و لهستان تاثیرگذاری گسترده ی رنسانس ایتالیای را نشان دادند. مدرسه های بومی ساخت ویولون در شهرهای کرمونا و برشا و همچنین در پاریس و لندن دایر شدند، اما این مساله می بایست با مسیرهای تجاری (و تجارت ابریشم) از ونیز به پاریس انجام می شد. تغییرات روی ویولون بعد از ۱۶۰۰ بیشتر روی جنبه های ظاهری و زیبایی صورت گرفت.
ویولون های اولیه می توانست ۱/۴ کوتاه تر یا ۱/۲ بلند تر از نمونه ی مدرن آن(۳۵٫۵cm) باشد. جعبه گوشی ها گاهی در راس خمیدگی به جای بخش حلزونی قرار می گرفتند. بخش دسته کوتاه تر است، در زاویه های راست از بدنه قرار گرفته و تخته انگشت گذاری نیز کوتاه تر است. پل(خرک) هم پایین تر و هم گردتر است. سیم های باز در صورت امکان استفاده می شد، و موهای بیشتر و متراکم تر آرشه های قدیمی، نگه داشتن ایست های سه گانه را در صداهای بلند forte آسان تر می کرد. چانه گیر مدرن هنوز وجود نداشت، و ویولون روی گردن نگه داشته می شد، بخش های طرفین سیم گیر نشان می دهد که چانه ساز را در آن قسمت نگه می داشته است. در موسیقی رقص، ساز معمولا پایین تر نگه داشته می شد.


آرشه ی Tourte، آرشه های قدیمی را منسوخ و بی ارزش ساخت(از این رو امروزه هیچ نمونه ای از آنها باقی نمانده است)، ویولون های قدیمی تر با دقت حفظ شدند، گرچه به جز نمونه هایی نایاب، بیشتر آن ها باز شده و با اجزای ویولن های مدرن، شامل دسته، تخته انگشت گذاری، خرک،bass-bar، sound-post، سیم ها، چانه گیر، و پیچ تنظیم E تغییر داده شدند. به خاطر پایین تر بودن ییچ کششی، bass barکوتاهتر و سبک تر و soundpost باریکتر بود. کمان آرشه های (قوس دار) از نظر شکل ظاهر بسیار متفاوت بودند، و در پاشنه ی آرشه های مدرن برای نگه داشتن نوار باریکتر مو از روش های مختلفی استفاده شد. آرشه های Tourte مدرن دارای انحنای داخلی بوده و نباید در قسمت میانی زیاد فشار داده شود، وگرنه چوب با سیم ها خراشیده می شود. آرشه های Baroque این مشکل را نداشتند، گرچه در اواخر قرن ۱۷ میزان انحنا کاهش یافت.


تاریخچه ورود ویولن به ایران :
ویولن در اواخر عهد قاجار وارد ایران شد و بسیاری از کمانچه نوازان آن دوره با دیدن این ساز و شنیدن صدای آن
شیفته نواختن این ساز شده و کم کم ویلن جای خود را در موسیقی ایران باز کرد.
در آن زمان کمانچه نوازان از اشکالاتی که در سازشان وجود داشت رنج می بردند و نیز اروپا دیدگانی از این دسته
همکاران خود را به نواختن ویلن تشویق میکردند
و همان متد کمانچه نوازی را بر روی (چهار سیم) تجربه می کردند
و نهایتا این ساز وارد موسیقی ایران گردید تا جایی که خطر فراموش شدن ساز کمانچه احساس می شد .
شایان ذکر است که ایرانیان خوش ذوق چون همیشه افتخار آفریدند . از سویی استاد قنبری مهر
در ساخت ساز ویلن به مقامی رسید که بزرگان موسیقی جهان از ساز های ایشان استفاده می کنند
و آرزوی هر نوازنده ویلن ایرانی این است که پنجه در چنین سازی بیندازند. و از سوی دیگر سازندگان کمانچه
از جمله استاد (امیر عطایی) تا حدود بسیار زیادی از نواقص این ساز کهن کاستند .
ساز ویولن قادر به جواب آواز بوده . علاوه بر تک نوازی در گروه نوازی رغیب ندارد .
وسعت صدای آن کافی بوده و چنانچه نوازنده توانمند باشد هیچ سدی در برابرش نیست.
ویولن را به صورت پیزیکاتو (با ناخن) و با آرشه می نوازند . این ساز به دلیل طویل بودن آرشه می تواند جملات بلند موسیقیایی را
بدون بریدگی اجرا کند و همین امر آن را در جواب آواز یاری می نماید.
این سازملودیک قادر به گرفتن آکوردهایی نیز می باشد .
اولین نفری که ویولن را به ایران آورد کیست ؟
ویولون از ادوات و آلات موسیقی جدید است که در زمان ناصرالدین شاه پس از تاًسیس شعبهً موزیک دارالفنون،
و آمدن مستشاران خارجی برای معلمی این شعبه و آوردن سازهای جدید مانند فلوت و قره نی در ایران معمول گردید
مسیو دوال فرانسوی که در اواخر عصر ناصری به ایران آمد و دو سال بیشتر در ایران نماند معلمی قسمتی از
شعبهً موزیک دارالفنون را بر عهده داشت و استاد و نوازنده ویولون بود و این ساز را با قواعد مخصوص آن تعلیم می داد.
و ظاهراً از قدیمی ترین مربی و معلم ویولون بود. ” حسن مشحون ” در کتاب تاریخ موسیقی ایران حسین هنگ آفرین،
را قدیمی ترین ایرانی نوازندهً ویولون معرفی کرده است ولیکن ( روح الله خالقی ) در کتاب سرگذشت موسیقی،
“تقی دانشور ” (اعلم السلطان ) را نخستین ایرانی می نویسد که با ویولون آشنا شده است.










